مددکاری اجتماعی با رویکرد فرهنگی

مددکاری اجتماعی با رویکرد فرهنگی، هنرِ «شنیدن صداهای ناشنیده» است

مددکاری اجتماعی با رویکرد فرهنگی

در دنیای امروز که جابجایی‌های جمعیتی و تنوع قومیتی رو به افزایش است، مددکاری اجتماعی از یک مدل «تک‌بعدی و کلی» به سمت مدلی «تکثرگرا و حساس به فرهنگ» حرکت کرده است.

مددکاری فرهنگی یعنی توانایی حرفه‌ای برای کار کردن با افرادی از گروه‌های فرهنگی مختلف به گونه‌ای که کرامت، ارزش‌ها و تفاوت‌های آن‌ها به رسمیت شناخته شود.

تبیین مفاهیم کلیدی: از صلاحیت تا فروتنی فرهنگی

برای درک این رویکرد، باید سه سطح تکاملی را در نظر بگیریم:

  • آگاهی فرهنگی (Cultural Awareness): درک این مطلب که فرهنگ‌های دیگر با فرهنگ ما متفاوت هستند.

  • صلاحیت فرهنگی (Cultural Competence): توانایی عملیاتی برای تعامل مؤثر با افراد در بافت فرهنگی خودشان. این شامل دانش نسبت به آداب و رسوم مراجع است.

  • فروتنی فرهنگی (Cultural Humility): که جدیدترین رویکرد جهانی است؛ یعنی مددکار می‌پذیرد که «عقل کل» نیست و مراجع خود را به عنوان «کارشناسِ زندگی و فرهنگ خویش» می‌بیند. مددکار در این مرحله همواره در حال یادگیری از مراجع است.

ضرورت رویکرد فرهنگی در مددکاری اجتماعی

چرا مددکاری نباید صرفاً بر تکنیک‌های روان‌شناختی یا اقتصادی تمرکز کند؟

  1. جلوگیری از تحمیل فرهنگی: بسیاری از پروتکل‌های درمانی از جوامع غربی منشأ گرفته‌اند. رویکرد فرهنگی اجازه نمی‌دهد ارزش‌های یک فرهنگ (مثلاً فردگرایی شدید) به مراجعی از یک فرهنگ جمع‌گرا (مثل عشایر یا اقوام سنتی) تحمیل شود.

  2. افزایش ضریب نفوذ مداخله: وقتی مراجع احساس کند که مددکار به زبان، نمادها و باورهای او احترام می‌گذارد، مقاومت در برابر تغییر کاهش یافته و «اتحاد درمانی» تقویت می‌شود.

  3. دقت در ارزیابی: رفتاری که در یک فرهنگ «اختلال» محسوب می‌شود، ممکن است در فرهنگی دیگر «ارزش» باشد. رویکرد فرهنگی مانع از برچسب‌زنی‌های اشتباه می‌شود.

ابعاد مداخله در مددکاری اجتماعی فرهنگی

مددکاران در این رویکرد، مداخلات خود را در سه لایه تنظیم می‌کنند:

الف) زبان و ارتباطات

تنها دانستن زبان مراجع کافی نیست؛ بلکه درک «زبان بدن»، «استعاره‌ها» و «سکوت‌ها» در آن فرهنگ حیاتی است.

در برخی فرهنگ‌ها، تماس چشمی مستقیم نشانه بی‌ادبی است و در برخی دیگر نشانه صداقت.

ب) ساختار خانواده و قدرت

مددکار باید بداند در فرهنگ مراجع، تصمیم‌گیرنده اصلی کیست؟ آیا خانواده هسته‌ای (زن و شوهر) اولویت دارند یا خانواده گسترده (بزرگان طایفه)؟ نادیده گرفتن سلسله‌مراتب قدرت در یک فرهنگ، می‌تواند کل پروسه مددکاری را با شکست مواجه کند.

ج) معنویت و مذهب

دین و باورهای ماوراءالطبیعه در بسیاری از فرهنگ‌ها، منبع اصلی تاب‌آوری هستند.

مددکار فرهنگی به جای نادیده گرفتن این باورها، از ظرفیت‌های مذهبی (مانند مفاهیم توکل، بخشش یا خیر جمعی) برای توانمندسازی مراجع استفاده می‌کند.

چالش‌های رویکرد فرهنگی: مرز میان احترام و حقوق بشر

یکی از چالش‌های بنیادین این است: «اگر یک سنت فرهنگی با حقوق بشر در تضاد بود، چه باید کرد؟» (مانند تنبیه بدنی یا ممانعت از تحصیل دختران در برخی خرده‌فرهنگ‌ها). منابع معتبر جهانی نظیر IFSW تأکید دارند که:

  • مددکار نباید فرهنگ را بهانه‌ای برای نقض حقوق بنیادین انسان قرار دهد.

  • استراتژی صحیح، «تغییر از درون» است؛ یعنی استفاده از ارزش‌های مثبت همان فرهنگ برای اصلاح رفتارهای آسیب‌زا، به جای تقابل مستقیم و بیرونی که منجر به جبهه‌گیری مراجع می‌شود.

جایگاه این رویکرد در ایران

ایران با دارا بودن تنوع شگفت‌انگیز قومی (کرد، لر، ترک، عرب، بلوچ، ترکمن و…)، یکی از غنی‌ترین بسترها برای اجرای مددکاری فرهنگی است.

فعالیت‌هایی که در پایگاه‌هایی مانند iraniansocialworkers.ir بازتاب می‌یابد، نشان‌دهنده حرکت به سمت بومی‌سازی این مهارت‌هاست.

مددکاری که در سیستان و بلوچستان فعالیت می‌کند، باید پروتکل‌های متفاوتی نسبت به مددکاری که در قلب تهران فعال است داشته باشد.

نتیجه‌گیری

مددکاری اجتماعی با رویکرد فرهنگی، هنرِ «شنیدن صداهای ناشنیده» است. این رویکرد به ما می‌آموزد که برای حل مشکلات اجتماعی، نباید انسان‌ها را از ریشه‌هایشان جدا کرد.

در واقع، تاب‌آوری اجتماعی (که پیش‌تر به آن پرداختیم) زمانی محقق می‌شود که خدمات اجتماعی در خاکِ فرهنگِ مراجع ریشه بدواند.

مددکاری اجتماعی با رویکرد فرهنگی 
مددکاری اجتماعی با رویکرد فرهنگی
رسانه تاب آوری ایران رسانه تاب آوری ایران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا